نور فطرت ، شبههاى چند پيدا شود « 1 » يا به طريق وسوسهء در سرّ يا از محاوره و مصاحبت مخالفان و مدّعيان باطل . و امّا مقلّد به واسطهء تعوّد خير و غيرت ايمان و حلاوت اطمينان ، پناه به حقّ سبحانه برد و از آن شبه واهيه خلاص يابد . اين مرتبه هم از مراتب ايمان است و از عنايات حقّ سبحانه است [ 237 ] در شأن بندهء مؤمن ؛ و بعض محقّقان گفتهاند « 2 » كه طريقهء بيشترين صلحاى امّت اين است .
و مرتبهء ديگر آن است كه همين مقلّد ، به وسيلهء ادلّهء اقناعيهء غير يقينيه از ورطهء اين شبه « 3 » واهيه خلاص يابد و باز بر سر استقامت فطرى رود « 4 » ، و اين نيز نوعى از عنايات حقّ سبحانه است ؛ و المعصوم من عصمه « 5 » اللّه .
و از اين هيچ محذورى لازم نمىآيد ؛ زيرا كه شبهه « 6 » عارضى است و آن را از حقايق بهره نيست تا دفع كردن جز به حقايق و براهين بيّنه صحيح و شايسته نباشد ، بلكه « 7 » غرض برداشتن و رفع شبهه است ؛ و به هر وجه كه زايل و مرتفع گردد ، مقصود حاصل است . و امّا اگر آن شبهه به براهين قاطعه برداشته [ 238 ] و زايل شود ، از معاودهء شبهه « 8 » ، امن بيشتر حاصل باشد ، و سرّ اين مقلّد بعد از اين از ورطهء تقليد خلاص گردد و داخل اولوا الأبصار شود ، كما قال تعالى :
« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ »
« 9 » . « 10 »
و غرض از اين ، آن است كه هر كس از مقلّدان ، حال خود از اين مبحث معلوم كنند و سعى كنند كه بتدريج از حضيض و پستى تقليد ، خلاص سازند نفس نفيس خود [ را ] و در سلك اولوا الألباب داخل شوند ؛ و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه و لا نعبد و لا نستعين إلّا إيّاه .
و اين تفاصيل در كتب مبسوطهء كلامى نيست و از مهمّات دين است . [ 239 ]
هامش
( 1 ) . ش : - چند پيدا شود .
( 2 ) . س : و بعضى گفتهاند .
( 3 ) . س : شبهه .
( 4 ) . س : زود .
( 5 ) . اصل : عصمة .
( 6 ) . اصل : شبه .
( 7 ) . ش : بلك .
( 8 ) . اصل : شبه .
( 9 ) . زمر / 9 .
( 10 ) . ح : و خلاصهء كلام آن است كه بعد از عروض شبه و شكوك در عقايد ، واجب است تعلّم دليل قاطع يا دافع شبه ، بر وجهى كه زايل شود ؛ فافهم و اللّه أعلم ؛ « منه » . اين حاشيه در نسخهء « س » وجود ندارد .