[ 229 ] بزرگ و قرى و صحارى ، و به تواتر احوال حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و ما أتى به من المعجزات پيش ايشان ثابت شده ، و نه آن طايفه كه هميشه فكر در خلق آسمان و زمين ، و آمد [ و ] شد روز و شب مىكنند و از آن انتقال به وجود واجب لذاته و صفات كمال او مىكنند . چه اين طوايف داخل اهل نظر و استدلالاند و از حضيض و پستى تقليد رسته ، به اوج ذروهء « 1 » تحقيق پيوستهاند ؛ و اللّه أعلم .
تحقيق در مراتب تقليد و ايمان مقلّدان
بدان كه تقليد مراتب دارد . بعضى از مراتب آن بى بحث داخل ايمان نيست و آن مقلّد را مؤمن نمىتوان شمرد نه در دنيا و نه « 2 » در آخرت ، و آن طايفه [ 230 ] اند از مقلّدان كه اصلا نداند « 3 » كه هر حقيقتى دينى را برهانى است ، يا نداند كه دين حقّ بر برهان است و دل بر جهل و عناد نهاده « 4 » است ، يا گمان برد كه معتقد وى از برهان مجرّد است ، يا « 5 » تتبّع براهين نيارد كردن به انديشهء آنكه مبادا معتقد خويش بىبرهان يابد ، يا پندارد كه همهء رسم نهاده و عادت خلق است ، يا پندارد كه همهء دينها حقّ است و دين حقّ را از باطل جدا نكند و يا غالب ظنّ وى آن باشد كه معتقد وى حقّ است ، فامّا دل وى بر آن مطمئن نباشد .
از چنين مقلّدان موافقت كردن حقّ در ظاهر دين پذيرفته نباشد ؛ و بالجمله ايمان اين اقسام مقلّدان صحيح [ 231 ] نيست و همچنان كافرند . زيرا كه بعضى منكر حقّند ، و بعضى در كار دين متحيّرند و بعضى پيرو گمانند و جهل و شكّ ، و گمان به راه حقّ نيست ، و گمان از حقّ بىبهره است ، قال اللّه تعالى :
« إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً »
« 6 » .
هامش
( 1 ) . اصل : و ذره .
( 2 ) . س : - نه .
( 3 ) . اصل : ندانند .
( 4 ) . س : رهاده .
( 5 ) . س : تا .
( 6 ) . نجم / 28 .