را تردّدى نباشد در حقّيت ما جاء به النبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فيما علم مجيئه به « 1 » ضرورة ، « 2 » و جازم و راسخ باشد ، بىدليل ، صحيح است .
و دليل اين طايفه ، ظاهر است از آنچه از اوضاع و احوال حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - معلوم شده نسبت با هر كه ايمان به آن حضرت « 3 » آورده و همچنين از احوال ائمّهء هدى ، سلام اللّه عليهم .
و اين طايفه هم بر دو قسمند : طايفهء اوّل بر آنند كه تعلّم « 4 » دلايل ، فرض كفايت است و فرض عين نيست ، و ايمان [ 223 ] مقلّد صحيح است و به ترك تعلّم دليل عاصى نيست و عادل « 5 » است .
و طايفهء دوم بر آنند كه ايمان مقلّد صحيح است « 6 » امّا مقلّد به ترك استدلال و تعلّم دلايل عاصى است و عادل « 7 » نيست . و امّا كافر نيست ؛ چه تعلّم دلايل پيش اين طايفه ، فرض عين است ، امّا صحّت ايمان موقوف بر آن نيست ، چون ترك ديگر واجبات كه به مجرّد ترك آن ، مؤمن كافر نمىشود .
و اين مذهب ، خالى از اعتدال « 8 » و جمع ميان مذاهب نيست ؛ و شيخ [ و ] جمهور از علماى متأخّرين اماميه بر اين رفتهاند - چنان چه در اوايل شرح الفيّه تصريح به آن كرد - و جمهور اشاعره هم بر اين رفتهاند . و از محقّقان علماى اماميه ، خواجه نصير الحقّ و الدين ، محمّد [ 224 ] تصريح به صحّت ايمان مقلّد كرد ، چنان چه در اوصاف الأشراف « 9 » تقليد را اوّل مراتب ايمان دانسته « 10 » و شيخ [ و ] جمهور گفتهاند ، و بهذا صرّح جماعة أهل السلوك .
هامش
( 1 ) . ش : - به .
( 2 ) . ش : ضرورت .
( 3 ) . ش : + پيغمبر .
( 4 ) . س : يعلم .
( 5 ) . اصل : عدل .
( 6 ) . س : - است .
( 7 ) . اصل : عدل .
( 8 ) . اصل : اعتدالى .
( 9 ) . ش : الاشراق .
( 10 ) . اصل : داشتهاند .