و نوبت دوم آن است كه در آيهء بلند پايهء
« ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
« 1 »
اشاره به آن فرموده ؛ [ 191 ] يعنى ديگر بار بادى دردمند در صور ، پس خلايق كه پيش از نفخهء اولى مرده بودند در ايّام دنيا و آنها كه به نفخهء اولى مردند ، همه در حال ايستاده شوند ، چشمها باز افتاده و نگران ، و از هيبت و هول رستخيز حيران ؛ و اللّه المستعان و عليه التكلان .
ركن رابع در تعمير و تجديد اين عالم « 2 » كبير است بعد از فانى شدن اين عالم
و اين بحث است از شرح احوال قيامت و بيان احوال بهشت و دوزخ است ، و عقل به معرفت آن مستقلّ نيست و علم به آن حاصل نمىشود الّا از مخبر صادق كه انبيااند - سلام اللّه عليهم - و از اين احوال بعضى آنچه از مخبر صادق [ 192 ] ثابت شده « 3 » ، در اين كتاب بيان خواهد شد ، إن شاء اللّه تعالى .
تحقيق در خلق عالمى ديگر
بدان كه خلق عالمى ديگر ممكن است . از براى آنكه اگر خلق عالمى ديگر ممتنع باشد ، لازم آيد كه اين عالم هم موجود نتواند شد . چه تساوى امثال در احكام واجب است . « 4 » از براى آنكه اجماع است بر آنكه ممكن است خلق عالمى ديگر ، و در اين اجماع معصوم داخل است ؛ پس مجمع عليه البته حقّ باشد . و لقوله تعالى :
أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ »
« 5 » .
هامش
( 1 ) . زمر / 68 .
( 2 ) . ش : - عالم .
( 3 ) . ش : - شده .
( 4 ) . اين مفاد همان قاعدهء مشهور فلسفى است كه مىگويد : « حكم الأمثال فيما يجوز و فيما لا يجوز واحد » .
( 5 ) . يس / 81 .