عالم قابل « 1 » فنا و نيستى باشد ، و هو المطلوب .
و چون معلوم شد كه عدم عالم و فناى او ممكن است [ 187 ] به يكى از اين دو وجه ، پس بدان كه عدم و فناى عالم واقع است . از براى آنكه مخبر صادق ، خبر داده « 2 » از آنكه اين عالم فانى و نيست خواهد شد ، و اين نقل به تواتر از انبيا - سلام اللّه عليهم - ثابت شده ، و قرآن و حديث به نوعى ناطق است بر فانى شدن اين عالم كه قابل تأويل نيست ؛ و اللّه اعلم .
عقيده در علائم روز بازپسين و وجوب اعتقاد به آنها
بدان كه انبياء اللّه بعد از دعوت خلايق به توحيد ، امّتان خود را آگاه گرداندهاند « 3 » و خبر دادهاند كه مدّت اين عالم را انقطاعى خواهد بود ، و همه را تكليف به تصديق به روز بازپسين فرمودهاند ، و تصديق به روز بازپسين آن است كه اعتقاد كنى كه اين دنيا فانى خواهد شد ، و در قرآن از فانى [ 188 ] شدن عالم به اين وجه خبر دادهاند كه : « آسمانها شكافته شوند « 4 » ، « 5 » و چون نامهها در پيچند ، « 6 » و آفتاب را « 7 » از اوج بلندى خود به شيب اندازد « 8 » ، و ستارهها « 9 » فرو ريزند ، « 10 » و زمين به غير از اين زمين مبدّل شود ، « 11 » و كوهها چون پشم باشد كه از هم پراكنده باشند « 12 » و درياها از آتش تافته شود « 13 » . »
اعتقاد بايد داشتن كه اينها همه به حقيقت چنين خواهد شد . زيرا كه خداى تعالى چنين فرمود به رسالت مخبران صادق ؛ يعنى انبياء اللّه - سلام اللّه عليهم - و
هامش
( 1 ) . ش : + و .
( 2 ) . ش : خبر دادهاند .
( 3 ) . س : گردانند . س : كرداند .
( 4 ) . س : شود .
( 5 ) .« إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ» انشقاق / 1 .
( 6 ) .« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ »انبياء / 104 .
( 7 ) . س : - را .
( 8 ) . ش : اندازند .
( 9 ) . اصل : ستارها .
( 10 ) .« إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ »تكوير / 1 - 2 .
( 11 ) .« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ »ابراهيم / 48 .
( 12 ) .« وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »قارعه / 5 .
( 13 ) .« وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ »تكوير / 6 .