جالينوس ؛ و بطلان اين أظهر « 1 » من أن يخفى است ؛ و اللّه أعلم بالسداد .
ركن سوم در بحث تخريب و افناى اين عالم كبير است
و اعتقاد به تخريب اين عالم ، از ضروريات دين انبياست - سلام اللّه عليهم - و از لوازم اعتقاد به حشر جسمانى است . پس بالضروره دنيا نيست خواهد شد .
و اين تخريب به دو وجه مىتواند بود « 2 » :
وجه اوّل تفريق اجزا [ 184 ] و اوضاع عالم است از يكديگر .
و وجه دوم اعدام « 3 » و افناى اين عالم است بالكلّيه .
و به هر يك از اين دو قسم ، طايفهاى از اعيان متكلّمين رفتهاند ؛ و محقّقان علماى اماميه و معتزله ، اختيار قسم اوّل كردهاند ؛ و اللّه أعلم . « 4 »
تمهيد « 5 » در حدوث عالم
بدان كه اماميه و معتزله بر آن رفتهاند كه هيچ چيز غير ذات حقّ تعالى قديم نيست و جميع ما سوى اللّه تعالى ؛ يعنى عالم و ما فيه همه حادث است ؛ يعنى نبوده و پيدا شده ؛ و صفات حقّ تعالى غير ذات است پيش اماميه ، و مجرّدات ثابت نشده و ملائكه اجسام لطيفهاند .
و جميع ملّيّين و اتباع انبيا و مرسلين - صلوات اللّه و سلامه عليهم - همه بر اين متّفقند كه عالم حادث است و نبوده و پيدا شده به ايجاد « 6 » الهى ؛ و بسيارى از قدماى [ 185 ] حكما و فلاسفه و افلاطون - كه حكيم الهى اشراقى است - همه بر اين
هامش
( 1 ) . س : + است .
( 2 ) . س : - بود .
( 3 ) . س : اعلام .
( 4 ) . س : - و محقّقان علماى اماميه و معتزله ، اختيار قسم اوّل كردهاند ؛ و اللّه أعلم .
( 5 ) . س : و تمهيد .
( 6 ) . س : باكاد .