اللّه عليه - و لقمان ، و حال خضر نبىّ و الياس پيش بسيارى از محقّقان اشاعره هستند و زندهاند ، [ يكى حافظ خشكيها و ديگرى حافظ درياهاست ، ] با آنكه خضر در زمان ابراهيم - سلام اللّه [ 162 ] عليه - با اسكندر ذو القرنين « 1 » بود و از آن زمان تا اين زمان ، قريب سه هزار و پانصد سال مىشود .
و قطع نظر از اين ، برهان ديگر آنكه اهل سنّت تجويز آن كردهاند كه دجّال « 2 » ، ابن « 3 » صيّاد « 4 » است كه يهودىاى است كه در زمان حضرت - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بوده و آن يهودى حال باقى است و غايب است تا زمان ظهورش برسد و ظاهر شود .
پس چرا نشايد كه امام محمّد مهدى - سلام اللّه عليه - همچنين باشد ؟ بلكه « 5 » از اين لازم مىآيد فى الجمله كه حضرت امام محمّد مهدى زنده باشد و پنهان . چه چون اين باطل هست و پنهان ، [ 163 ] مىبايد كه حقّ هم در برابر او باشد و پنهان ، تا به وقت رخصت هر دو ظاهر شوند ، و حقّ آخر بيايد و باطل را دفع كند .
و قطع نظر از اين ، بىشكّ طول عمر به اين مرتبه ممكن است ، چنان چه شارح آقصرايى « 6 » در شرح موجز طبّ تصريح به اين كرده ؛ و حقّ سبحانه قادر است بر هر
هامش
( 1 ) . ح : كه در قرآن مذكور است ، نه آن اسكندر مشهور كه شاگرد ارسطو بوده . چه ارسطو كافر است ؛ و اللّه أعلم .
( 2 ) . در نسخهء « س » ، از واژهء « دجّال » تنها حرف نخست آن ثبت شده و ما بقى افتاده است .
( 3 ) . ش : اين .
( 4 ) . صاف بن صيّاد و يا صائف بن صائد يهودى مشهور به دجّال . علّامه عسگرى در جلد دوم كتاب يكصد و پنجاه صحابى ساختگى ، ص 224 ، در ذيل افسانهء فتح شوش مىگويد : « در كتابهاى حديث صحيح مكتب خلفا چنين آمده است كه صاف بن صيّاد در زمان رسول خدا و در مدينه به دنيا آمده است و به دجّال شهرت داشته . . . ر . ك : صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 179 و ج 3 ، ص 163 و مسند احمد ، ج 3 ، ص 79 و 97 . » در لغت نامه ، ج 9 ، ص 13048 به نقل از منتهى الارب چنين آمده است كه : « صاف اسم است ابن صيّاد را » . امّا مطهّر بن طاهر مقدسى در كتاب آفرينش و تاريخ ، ج 1 ، ص 385 از او با عنوان صائف بن صائد ياد كرده است . وى مىگويد : « گروهى گفتهاند كه دجّال ، صائف بن صائد يهودى است - عليه اللعنة - كه در عهد پيامبر ( ص ) زاده شد ؛ و در گهوارهء خويش مىباليد و مىگسترد چندان كه نزديك بود خانه از او پر شود . به پيامبر ( ص ) خبر دادند و پيامبر با چند تن از اصحاب خويش بدانجا رفت . چون در او نگريست ، او را شناخت . از خداى - سبحانه و تعالى - به دعا خواست تا او را به جزيرهاى از جزاير دريا بركشد تا آن گاه كه روزگار خروج اوست . و در روايتى ديگر است كه مسيح دجّال ، يك چند زندگى كرد و طعام خورد و در بازارها راه رفت ؛ و روايت كردهاند كه نام او عبد اللّه است و با كودكان بازى مىكند . پس ، ابن صيّاد . . . » .
( 5 ) . ش : بلك .
( 6 ) . محمّد بن محمّد بن محمّد بن فخر الدين ، جمال الدين معروف به آقسرايى ( آقصرايى ) از علماى تفسير ، -