تحقيق در طريق تعيين امام از ديد اماميه
بدان كه پيش اماميه واجب است كه امامت امام معيّن به نصّ الهى ثابت شود و به اجماع امّت ثابت نمىشود ، چنان چه اشاعره « 1 » بر آن رفتهاند .
و برهان [ 138 ] بر اين مدّعا آن است كه ثابت شد كه مىبايد كه امام معصوم باشد ، و بىشبهه عصمت امرى خفى است كه غير حقّ سبحانه كسى نمىداند كه معصوم كيست « 2 » . پس واجب است كه امام « منصوص عليه بإمامته « 3 » » باشد از جانب حقّ سبحانه تا معلوم شود كه معصوم است ؛ و هو المطلوب .
تحقيق در وجوب افضليت امام
بدان كه پيش اماميه واجب است كه امام افضل اهل زمان خود باشد . و برهان بر اين مدّعا آن است كه امام يا افضل اهل زمان است ، يا مساوى ايشان است در « 4 » فضيلت ، يا مفضول است و ايشان افضلند ؛ و بىشكّ تقديم مفضول بر افضل ، قبيح است عقلا و قبيح عقلى جايز نيست ، و در مساوى « 5 » [ 139 ] ترجيح بلامرحّج لازم مىآيد و آن جايز نيست . پس واجب باشد كه امام افضل اهل زمان خود باشد ؛ و هو المطلوب .
هامش
( 1 ) . س : - اشاعره .
( 2 ) . ش : + و غير معصوم كيست .
( 3 ) . ش : بامامت .
( 4 ) . ش : درين .
( 5 ) . در حالت تساوى ، سه وجه متصوّر است كه هر سه باطلند : 1 . تقديم و ترجيح يكى بر ديگرى 2 . امامت هر دو 3 . امام نبودن هيچ يك از آن دو .
بطلان وجه اوّل - همان گونه كه در متن نيز به آن اشاره شده است - بدان خاطر است كه مستلزم ترجيح بلا مرجّح است ، و ترجيح بلا مرجّح از محالات است و مستلزم محال خود امرى محال و باطل است .
بطلان وجه دوم به خاطر آن است كه تمامى علما اجماع دارند كه در زمان واحد ، دو نفر در منصب امامت و رياست عامّه قرار نمىگيرند .
بطلان وجه سوم نيز به جهت ادلّهاى است كه دلالت دارند كه زمين هيچگاه از حجّت خدا خالى نخواهد ماند .