و برهان ديگر آن است كه اگر امام معصوم نباشد ، پس غرض از نصب امام حاصل نشود ؛ چه وثوق و اعتماد بر افعال و اعمال و اقوال او نباشد . پس متابعت امام جايز نباشد ، و حال آنكه غرض از نصب امام آن است كه خلايق متابعت اعمال و افعال و اقوال او كنند ، همچنان چه مقصود از بعثت انبيا [ 136 ] همين است . پس همچنان چه نبىّ واجب است كه معصوم باشد ، امام كه از جانب حقّ سبحانه هم به نيابت نبىّ - سلام اللّه عليه - منصوب شده ، واجب است كه معصوم باشد تا « 1 »
غرض حكيم از نصب امام حاصل شود ؛ و اللّه أعلم .
تتميم در وجوب عصمت امام از ديد علماى عامّه
و مؤيّد اين مسئله از مذهب اهل سنّت و اشاعره آن است كه صوفيه كه از اعيان اهل سنّت و جماعتاند ، بر آن رفتهاند كه امام باطن ؛ يعنى قطب عالم ، واجب است كه معصوم باشد ؛ و بىشكّ اين دوازده امام كه اماميه دعوى وجود عصمت ايشان مىكنند ، امام باطن و قطب عالم بودهاند . پس به اتّفاق اماميه و اشاعره ؛ يعنى صوفيه از ايشان ، اين دوازده [ 137 ] امام ، واجب العصمه باشند .
قال فى فصل الخطاب : « فمن شرط الإمام الباطن أن يكون معصوما و ليس من شرط الظاهر إن كان غيره أن يكون له مقام العصمة و من ههنا غلطت الإمامية . » هذا كلامه .
و دفع غلط آن است كه اماميه بر آن رفتهاند كه امام ظاهر مىبايد كه امام باطن هم باشد ، و بنابر اين ، پس واجب العصمه باشد . پس نزاع در اين مسئله اخير باشد ، نه در وجوب عصمت اين دوازده امام . و اللّه أعلم بحقيقة المرام .
هامش
( 1 ) . س : با .