خصم . « 1 » و امّا بالجمله حقّ آن است كه حقيقت اراده معلوم نيست و آنچه معلوم است ، آن است كه در ارادهء انسان ، ميلانى و انبعاثى و شوقى هست و اين معنا لازم ذات اوست ؛ يعنى ارادهء انسانى ، و از اين جهت در معناى ارادهء حقّ سبحانه خلاف كردهاند :
اماميه و بسيارى از معتزله و حكما و صوفيه بر آن رفتهاند كه ارادهء حقّ سبحانه نوعى از علم است و علمى خاصّ است بىثبوت آن حالت ميلانى . چه ثبوت آن حالت ميلانى ، پيش اين طوايف مر حقّ سبحانه [ را ] محال است .
و پيش اشاعره و بعض معتزله ، ارادهء حقّ سبحانه از انواع علم نيست و مغاير علم است - چنان چه [ 66 ] از پيش معلوم شد - بلكه حالتى است « 2 » مقتضيه مر ترجيح مذكور [ را ] با ثبوت آن حالت ميلانى مر حقّ سبحانه « 3 » [ را ] . چه پيش اين طايفه « 4 » ، ثبوت آن حالت ميلانى مر حقّ سبحانه [ را ] محال نيست و ممكن است .
و براهين بر اين مذاهب در كتاب تحقيقات نظامى مبيّن شده فارجع إليه ؛ و اللّه أعلم .
تنبيه در اينكه حقّ تعالى سميع و بصير است
بدان كه به اتّفاق ملّيّين ، حقّ سبحانه سميع و بصير است و اين از بديهيات دين محمّدى است - صلوات اللّه و سلامه عليه - و مجمع عليه امّت است ، و قرآن به آن ناطق است بر وجهى كه قابل تأويل نيست و احتياج به برهان ندارد .
و پيش بسيارى از محقّقان ، سميع و بصير به معنى عالم به مسموعات و مبصرات است .
و پيش جمهور معتزله زايد بر علم است ، چنان چه در شاهد است .
هامش
( 1 ) . س : و هر يك از فرق ، دلايل و براهين بر ابطال مذهب خصم ذكر كردهاند .
( 2 ) . ش : + از .
( 3 ) . س : - مر حقّ سبحانه .
( 4 ) . س : - پيش اين طايفه .