تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النظامية في مذهب الإمامية ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
اجلّهء حكما در كيفيت ديدن ما اشيا را حيران و سرگردانند ، [ 60 ] نمىدانند كه آيا به انطباع است ، يا به خروج خطوط شعاعى است ، يا به غير ذلك من الآراء و المذاهب ؛ با آنكه اصل رؤيت بديهى اوّلى است ؛ پس به طريق اولى كه كيفيت علم حقّ سبحانه به اشيا ندانيم .

اشراق در حيات حقّ تعالى

بدان كه حقّ سبحانه ، به اتّفاق جميع عقلاى از ملّيّين و حكما ، حىّ است و منبع حيات و زندگى ، و حيات بخش همهء زندگان است ، بلكه زندهء حقيقى اوست كه حياتش از عرصهء زوال مصون و محفوظ است ، و عارضى و مكتسب از غير نيست . و برهان بر اين ، آن است كه اللّه تعالى عالم و قادر است - چنان چه ثابت شد - و هر عالم قادر ، حىّ است به بديهت ؛ پس اللّه تعالى حىّ باشد بالضروره .

تحقيق در اينكه حقّ تعالى مريد است

بدان كه حقّ سبحانه به اتّفاق [ 61 ] ملّيّين و حكما مريد است ، و جميع كتب آسمانى بر اين ناطق است ؛ و لكن متكلّمين و حكما خلاف كرده‌اند در معناى ارادهء حقّ سبحانه : پيش محقّقان و بسيارى از معتزله و اماميّه ، ارادهء حقّ سبحانه ، علم حقّ سبحانه است به آنچه در مخلوقات است از مصالحى « 1 » كه راجع است به مخلوقات ؛ و اين علم داعى است به ايجاد مخلوقات و مسمّى است به داعى . و پيش اشاعره ، ارادهء حقّ سبحانه صفتى است غير علم و ديگر صفات ، كه موجب تخصيص احد المقدورين است به فعل يا ترك ؛ يا نفس ترجيح و تخصيص
هامش
( 1 ) . س : مصالح .