احدهما است به فعل يا ترك . « 1 »
و پيش حكما ، معناى ارادهء حقّ سبحانه علم حقّ سبحانه است به نظام كلّ بر وجه اكمل كه آن علم موجب صدور كاينات است از حقّ سبحانه [ 62 ] بى قصد و « 2 »
شوقى از حقّ سبحانه در ايجاد اشيا .
و برهان بر آنكه حقّ سبحانه مريد است ، آن است كه تخصيص كردن بعض اشيا و اضداد به وقوع دون بعضى و در بعضى اوقات دون بعض ، مع استواء نسبة الذات إلى الكلّ لا بدّ أن يكون لصفة شأنها التخصيص ، لامتناع التخصيص بلا مخصّص و امتناع احتياج الواجب فى فاعليته إلى أمر منفصل ، و تلك الصفة هى المسمّى بالإرادة . « 3 » و هر كس كه آفريدن عالم را به تأثير ذات داند بىاراده ، دهرى و زنديق باشد ، چون فلاسفه ؛ و اين قول مخالف دين تمامى انبيا و ملّيّين است ، صلوات اللّه و سلامه عليهم .
تحقيق در حقيقت ارادهء حقّ تعالى
[ 63 ] بدان كه تحقيق حقّ در اين مقام ، آن است كه اراده ، كيفيتى است از كيفيات نفسانى مثل فرح و غم ؛ و علم به آن واضح است نزد عقل ، لكن علم به كنه حقيقت آن و تعبير از آن به عبارتى كه مفيد معرفت آن به كنه باشد ، معتبر « 4 » است . از براى آنكه مخفى نيست كه هر گاه كه صادر مىشود از ما فعلى يا ترك فعلى « 5 » ، پس ظاهر مىشود پيش از اين فعل و ترك در دل ما حالتى و كيفيتى كه مقتضى ترجيح اين فعل
هامش
( 1 ) . س : - « يا نفس ترجيح و تخصيص احدهما است به فعل يا ترك » . در اينجا عبارت نسخهء « ش » صحيح است .
زيرا در تحقيق بعدى عين همين عبارت در هر دو نسخه آمده است .
( 2 ) . س : و .
( 3 ) . ح : و در اين دليل ابحاث است فلاسفه را و متكلّمين جوابها گفتهاند ؛ و حقير در كتاب تحقيقات ، در اثبات اراده ، چنان چه مذهب متكلّمين است ، غايت سعى مبذول داشتهام بر وجهى كه اين دليل مفيد [ ش : مقيد ] يقين است ، كما هو المطلوب فارجع إليها . « منه »
( 4 ) . س : متغير .
( 5 ) . س : فعل .