فرستيم و رسول درين آيه شامل رسول عقل است ، بلكه قبل ازين معلوم شد كه اگر اصلح برو واجب نباشد اثبات نبوت ممكن نخواهد بود .
و بالجمله افعال حق تعالى مشتمل بر اغراض و مصالح حال عباد است چنانچه چشم را بواسطه ديدن خلق نموده ، و سمع را بواسطه شنيدن ، و ذوق را بواسطه چشيدن و برين قياس ، پس بر خداى تعالى اصلح واجب است . و افعال او مشتمل بر مصالح و اغراض .
و بر اين مدعى دو مسلك است :
اول دليل عقلى چه ظاهر است كه فاعل مختار تا فعل او معلّل بغرض و مصلحت كه عبارت از علم بفايده آن فعل است نباشد ، بمنزله آن است كه فعل عبث كند ، و اما دليل نقلى از قرآن مجيد بسيار است :
اول
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
.
دوم
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ »
.
سيم
« وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ
-
وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ
-
وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »
.
چهارم
« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً »
.
پس ظاهر از اين آيات آن است كه اين افعال معلل بمصالح و اغراضاند ، و باز اجماع اهل اسلام بر جواز قياس منصوص العله است و تصريح نمودهاند كه علت قياس بايد كه غرض شارع و باعث بر حكم او باشد و محض علامت و امارت كافى نيست .
مثلا هرگاه غرض فاعل از حكم بحرمت خمر زوال عقل نباشد حكم بر حرمت فقاع از حيثيت قياس آن بخمر نتوان كرد ، و اشاعره با آنكه افعال را معلل به اغراض نميدانند ، حكم بر صحت قياس نمودهاند ، پس ايشان نيز حكم نمودهاند