چهارم :
« وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ »
.
و از جمله اين آيات ظاهر گرديد ، بطلان گمان اشاعره و همچنين ظاهر شد كه حق تعالى در وقت احتضار ، ايمان مؤمن را نگاهدارى از وسوسهء شيطان خواهد كرد سيما كريمه سيم و چهارم .
لطيفه استطاعيه
بدان كه بنده را قدرت و استطاعت بر ايمان آوردن قبل از ايمان هست چنانچه اماميه و معتزله بر آنند ، بخلاف اشاعره كه اعتقاد ايشان آن است كه استطاعت مقدم بر ايمان نيست ، بلكه با ايمان است .
و حق اول است چنانچه ظاهر است از كريمهء
« وَ ما لَكُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثاقَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
.
و بالجمله اگر قدرت بر ايمان مقدم بر آن نباشد . سرزنش و توبيخ را وجهى نخواهد بود ، چنانچه صورت ندارد كه كسي گويد كه : مالك لا تطول و لا تبيض » چه ظاهر است كه مخاطب را قدرت بر دراز شدن و سفيد گرديدن نيست .
لطيفه دوم در بيان اصول دين بنابر مذهب معتزله
بدان كه ايشان نيز اصول دين را پنج ميدانند : توحيد و عدل و نبوت و امامت ، و امر بمعروف و نهى از منكر و وعد و وعيد ، و هر كه اعتراف بيكى ازين امور نداشته باشد ، نزد ايشان مسلمان نباشد ، و هر كه اعتقاد به اينها داشته باشد و ليكن گناه كبيره كند مؤمن نباشد .
و اين اعتقاد بنابر آن است كه در ايمان عمل باركان معتبر است ، چنانچه