تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
آن طبيعت باشد ، و همچنين الى غير النهايه ، و دوم عبارت از آن است كه حصول هر فرد از آن طبيعت را توقف بر فرد ديگر از آن طبيعت نباشد و ظاهر است كه افراد انسان از اين قبيل است چه حق تعالى آدم را كه ابو البشر است ، از خاك خلق نمود بىآنكه او را از آدمى ديگر بيرون آورده باشد . و شيخ ابو على سينا كه مدون حكمت مشاء است ، اشارت به اين فرموده است كه « فيشبه ان يكون في العالم قيامات تتوالى في سنين لا تضبطها التواريخ و ليس بمستنكر أن تفسد الحيوانات و النباتات و اجناسهما ثم تحدث بالتولد دون - التوالد . و باز شيخ شهاب الدين مقتول كه ، محيي مراسم حكماء اشراق است اشارت به اين نموده است كه افراد انسان از قبيل قسم دوم است ، نه اول چنانچه بعد از حدوث ساير انواع از طيور و اشجار و غيرهما گفته است « ثم بعد ما دخل - الالف السادس فقد شاركه عطارد و تولد حينئذ الانسان و تكون من الارض من غير تناسل » . و بالجمله « ان لكل كوكب سلطنة سبعة آلاف سنة واحدة بانفرادها ، و الباقى بالمشاركة » پس ازين مقدمات ظاهر گرديد كه قدم عالم مستلزم لا تناهي افراد هر طبيعت از طبايع نيست تا منافات با حشر داشته باشد ، بلكه قول بتناسخ مستلزم نفي حشر است . سؤال اگر گويند كه قول بقدم عالم مستلزم قول بقدم افلاك و لاتناهى دورات و حركات اوست و قول بلاتناهى حركات افلاك ، مستلزم لاتناهى افراد هر طبيعت از طبايع است ، چه وجود حوادث بوجود دورات و حركات افلاك است . جواب آن است كه اگر نسبت ميان اين حركات و دورات ، نسبت عددى باشد مستلزم لاتناهى آن افراد است ، و اما اگر نسبت ميان ايشان نسبت صمّى باشد ،
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 548 | مير سيد محمد علوى عاملى