تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
چنين نخواهد بود . و جايز كه مثل اين حكماء قايل به نسبت صمي باشند نه عددى ، چنانچه در حكمت بيان اين شده است . پس ظاهر گرديد كه قايلان بتناسخ منكر اصل پنجم‌اند ، چنانچه قايلان بقدم عالم منكر اصل اول فلا محاله داخل مؤمنان نخواهند بود .

لطيفه برهانيه في دفع شبهة ظلمانيه

بدان كه مخالفان از اشاعره را اعتقاد آن است كه ايمان عطائى است ، بدليل « لا مؤثر في الوجود الا اللّه » بناء على ذلك ، تجويز نموده‌اند كه بارى تعالى ايمان را از انبياء عليهم السّلام برداشته بكافران دهد ، و برعكس چنانچه ظاهر « انا عند ظن عبدى فليظن ما شاء » و حق آنست كه اين اعتقاد بغايت ناصواب است ، و در آن چندين آيه است . اول كريمه
« ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ »
: مخفى بر ناقد بصير نخواهد بود كه چون اين كريمه در رد بطلان اشاعرة است در اينكه ايشان را اعتقاد آن است كه حق تعالى فاعل كردهء بندگان است ، و با وجود اين حالت ، ايشان را عذاب مىنمايد ، فلا جرم لازم آيد كه حق تعالى « ظلام » بر صيغهء مبالغه باشد ، پس حق تعالي نفى آن فرمود كه نيست ظلام مر بندگان را . و ظاهر است كه بر اين تقدير ، لازم از نفى ظلاميت ، جواز ظالميت نيست و حاجت نيست به آنچه مفسران در اين باب گفته‌اند كه نفى ظلاميت نفى اصل ظلم است . چه حق تعالى اگر صفت ظلم مىداشت ، در غايت بود . دوم :
« وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً
. سيم :
« يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ »
.
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 549 | مير سيد محمد علوى عاملى