تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
اقتضاء اكتساب ملكه باشد كه با وجود آن ملكه معاودت با آن قول يا آن فعل آسان بود اگر نه چنين بودى هيچ‌كس هيچ علم و صناعت و حرفت نتوانستى آموخت و تاديب كودكان و تكميل ناقصان را فايده نبودى . پس آن اثرها از اقوال و افعال كه با مردم باقى بماند بحقيقت بمثابت تصوير آن افعال و اقوال باشد ، و محل آن كتابتها و تصويرها را كتاب اقوال و صحيفه افعال خوانند ، چه اقوال و افعال چون مشخص شدند ، كتاب باشد و كاتبان و مصوّران آن مكتوبات كرام الكاتبين باشند ، قومى كه بر يمين باشند حسنات اهل يمين نويسند ، و قومى كه بر شمال باشند سيئات اهل شمال نويسند « كه
إِذْ يَتَلَقَّى - الْمُتَلَقِّيانِ »
الآية . و اگر نه بقا و ثبات اين ملكات بودى خلود ثواب و عقاب را كه بر اعمالى كه در زمانى اندك كرده باشند وجهى نبودى ، و ليكن « انما يخلد اهل الجنة في الجنة و اهل النار فى النار بالبينات » . پس هر كه مثقال ذرهء نيكى يا بدى كند آن نيكى و بدى در كتاب مكتوب و مصور شود ، مؤبد و مخلد بماند ، و چون پيش چشم و دل ايشان آورند « كه
« إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ »
كسانى كه از آن غافل بوده باشند گويند در روز
« وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً »
كه
« ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً »
. و همچنين در اخبار بسيار آمده است كه از گفتن تسبيحى يا فعل حسنه مثلا حورى بيافرينند كه در بهشت جاوداني از آن تمتع يابند ، و در ديگر جانب همچنين ، و باشد كه درين جهان از سيئات گناه‌كاران اشخاصى آفرينند كه سبب محنت و عقوبت شوند .