و دابه و وقوع سه خسفه يكى در مشرق ، دوم در مغرب ، سيم در جزيره مغرب و طلوع آفتاب از مغرب و نزول عيسى و ظهور مهدى عليهما السلام و دو نفخه در صور .
و اما احوال قيامت و اهوال آن :
بدان كه روز قيامت روز برانگيختن مردگان از قبور ، در وقت نفخ دوم است و آن را روز جزاء اوفى و روز بعث اكبر و روز نشور گويند ، و گاه هست كه اطلاق قيامت بر نفس مىشود ، هرگاه مفارقت پيكر عنصرى خود كند ، چنانچه مشهور است كه « من مات فقد قامت قيامته » و ازين آن خواهند كه نفس بىجسد قائم است ، و بعضى اكابر را اعتقاد آن است كه وجه تسميه قيامت كبرى بقيامت آن است كه نفس كليه را مفارقت از جسد واقع مىشود چه قيامت مشتق از قيام است و هرگاه نفس كليه مفارقت از بدن كند ، قيامت او قائم خواهد شد .
و ظاهرا كه مراد از نفس كليه جوهر مجرد متعلق بجرم فلك نهم است كه آن را فلك كل گويند از اين جهت كه محيط كل افلاك يا محرك كل آنهاست و گاه باشد كه اطلاق نفس كليه بر مجموع نفوس متعلق بكل اجرام فلكيه شود چنانچه عقل كل را دو اطلاق است ، اول عقلى كه مبدء ايجاد فلك اول است ، دوم مجموع عقول كه مبادى ايجاد افلاكاند و مادام كه نفس كليه را تعلق بجرم فلكى است حركات دوريه از آن بظهور مىآيد ، و بعد از آنكه رفع تعلق از پيكر فلكى كند ، دورات و حركات از او بظهور نيايند ، و آن را بىجسد قيام باشد .
و اما بيان احوال قيامت از صحائف و كرام الكاتبين و طى آسمانها و زمين و پراكندگى كواكب و خسوف قمر و زبانيه دوزخ و ثواب و عقاب و صراط و ميزان و انطاق جوارح و پريدن نامهاى عمل و اما اهوال آن روز و سوختن آتش و گرم شدن هوا و غير ذلك ، و بالجمله امارات و حالت قيامت و اهوال و علامت او
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 498
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٤٩٨