از آدمى مگر آنكه شبه از جنبندهها داشته باشد ، چه بعضى مانند شير در شجاعت و بعضى مانند روباه در بىدلى و بعضى مانند حمار در بىادراكى ، چه ظاهر است كه آدمي هست كه اگر پنجاه كلمه از حكمت شنود ، يكى از آنها ياد نگيرد ، و بعضى در رعونت مانند طاوس و غير ذلك .
اى عزيز ! ترا معاشرت با بهائم و سباع است ، بايد مبالغه در احتراز از ايشان نمائى .
و اهل تناسخ بر آنند كه مراد از مماثلت آنست كه ارواح انسانى اگر موسوم به اخلاق فاضلهاند ، پس بعد از مردن ايشان را انتقال به ابدان پادشاهان است و بسيار گويند كه ايشان را مخالطه با عالم ملائكه روى دهد و اگر موسوم به شقاوت و جهالت باشند ايشان را انتقال با بدان ساير حيوانات است و هر مرتبه كه شقاوت ايشان زياده باشد انتقالشان به بدن حيوان خسيس روى خواهد داد .
و وجه ايشان در اين باب آن است كه لفظ مماثلت اقتضاء حصول مساوات در جميع صفات ذاتيه مينمايد ، تا كه گمان ايشان آنكه حق تعالى بهر گروهى از حيوانات رسولى از جنس ايشان فرستاده
« وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ »
و حق بطلان اين گمان است چنانچه در آخر اين كتاب در دليل بر بطلان تناسخ خواهيم گفت .
تتمه لطيفه در بيان علامت روز قيامت
بدان كه حق تعالى تعيين مدت وجود عالم نموده است بعد از آنكه آن زمان منقضى خواهد شد و قيامت كبرى نزديك خواهد گرديد علامات و امارات بظهور خواهند آمد .
از جمله آنها ظهور دجال و حصول دخان و خروج يأجوج و مأجوج