بالاستحقاق نبوده باشد .
لطيفه حيوانيه
بدان كه در حشر ساير حيوان غير انسان تفصيلى هست ، و علما را در آن چندين قول است :
معتزله بر آنند كه حشر ايشان بواسطه رسانيدن عوض است بايشان و قاضى متفرع ساخته بر اين و گفته است كه هر حيوانى كه مستحق عوضى بر حق تعالى باشد ، از جهت آنكه رسيده است به آن المى و عوض آن به او نرسيده در دار دنيا ، پس واجب است بر حق تعالى حشر آن در آخرت بواسطه عوض رسانيدن ، و اگر كسى بر ايشان از انسان ظلم نموده عوض آن بر اوست و همچنين اگر بعضى از ايشان بر بعضى ظلم نموده باشد .
و در اين باب نقل روايتى مىنمايند كه « يقتص للجماء من القرناء » و اگر كسى بىآنكه مالك حيوانى باشد ، يا مأذون از قبل آن ، حيوانى را بكشد ، عوض بر كشنده باشد ، و الا حق تعالى عوض به آن رساند ، اگر به آن در دنيا نرسانيده باشد .
و مراد از عوض منافع عظيمهاى است كه رسيده باشد در جلالت به سر حدى كه اگر آن حيوان را شعور از آن بودى و دانستى كه راهى به تحصيل منافع آن نيست مگر از جهت متحمل شدن ذبح را ، هرآينه راضى به آن شدى .
و قاضى و اكثر معتزله بر آنند كه آن عوض منقطع خواهد شد و بعد از آن خاك خواهد گرديد و ابو القاسم بلخى بر آن است كه عوض آن غير منقطع است چه انقطاع آن عوض نيست مگر به ميرانيدن آن حيوان ظالم - اين اقوال گفتهء معتزله است .
و اما اشاعره بر آنند كه حق تعالى حشر جانوران مىنمايد نه از جهت آنكه عوض بر او واجب است ، چه حق تعالى بر او چيزى واجب نيست ، بل حشر ايشان