به مجرد مشيت و ارادت ازلى است .
و متمسك ايشان كريمهء :
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »
است .
يعنى نيست هيچ جنبنده در زمين و نه هيچ پرنده كه بپرد به پروبال مگر جماعتها مانند شما ، اهمال نكرديم ما و فرو نگذاشتيم در لوح محفوظ يا قرآن ذكر هيچ چيز را ، پس بسوى پروردگار ايشان گردآرندشان .
و اما آنكه مراد از بودن جنبندهها مانند شما چه چيز است ؟ واحدى از ابن عباس نقل نموده است كه مماثلت در تسبيح و تهليل پروردگار است :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
-
كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ »
. و از ابى درداء منقول است كه بهائم مبهوتاند مگر از شناخت حق تعالى و طلب رزق ، و اين گفتهء اكثر مفسران است .
و بعضى بر آنند كه مراد از مماثلت بودن ايشان گروه گروه و بودن ايشان مخلوق به حيثيتى كه بعضى را مشابهت ببعضى و بعضى را انس ببعضي و بعضى متولد از بعضى . و اين وجه ضعيف است ، چه امر مشاهد معلوم است ، پس اخبار از آن نشايد .
و بعضى بر آنند كه مراد از مماثلت خلق كردن ايشان و متكفل رزق و آنچه بر ايشان از عمر و اجل و غير ذلك بوده باشد ، بقرينهء كريمهء :
« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ »
.
و بعضى بر آنند كه مراد از مماثلت حشر ايشان در روز قيامت و رسانيدن حقوق بايشان است و لكن اين توجيه موجب آن است كه
« ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »
زائد و بىفائده باشد .
و سفيان بن عيينه بر آن است كه مراد از مماثلت آن است كه در زمين نيست