تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
وجود آمد ، دو عقل در آن تعبيه شد ، عقل عملى و عقل نظرى ، و اگر چنين نباشد لازم آيد كه از عالم عقول صرفه يا اجسام باشد نه از عالم نفوس ، چنانچه در حكمت مبين شده است اگر چه او را در عمل آوردن عقل عملى حاجت به بدن بود و اين را منافات با بودن اين حيثيت از مراتب ذات نفس ناطقه و از صفات و حيثيات جوهر آن لطيفه قدسيه نيست . پس اگر جوهر انسانى بعد از مفارقت از پيكر هيولانى تعلق به آن نگيرد لازم آيد تجويز يكى ازين سه چيز : نبودن اين قوت از صفات ذاتيهء اين جوهر ملكوتى يا تخلف ما بالذات از جوهر اين ذات قدوسى يا نابودن واجب الوجود بالذات جواد على الاطلاق و فياض بالاستحقاق . چه معلومست كه هرگاه مادهء از مواد مستعد نحوى از وجود بود و فاعل افاضت او ننمايد نقصان و بخل بسرادقات مجد و كبرياء او راه يابد ، وجه ديگر آن است كه اين جوهر لاهوتى خالى از مبدأ حيثيت تعلق و ارتباط به اين هيكل محسوس نيست و الا لازم آيد كه از عالم انوار صرفه و مجردات محضه بوده از قابليت ادراك لذات و شهوات جسمانى و از استعداد رسيدن بمألوفات و مشتهيات نفسانى مقدس و مبرا شده باشد ، فلا جرم از حضيض مرتبهء نفس بذروهء رتبه عقل صرف رسيده ، پس از حقيقت خود منقلب شده حقيقت ديگر گرديده باشد چه معلوم است كه اين حالت مبدأ امتياز نفس از عقل است ، و نظير اين مدعى حال هيولاست ، در هنگامى كه از قابليت قبول صورت جرمانى بعد از مفارقت از آن خالى بود ، چنانچه در حكمت بيان آن شده است . پس ظاهر گرديد كه نفس ناطقه بعد از تقدس او از آميزش تن حيثيت تعلق و قابليت ارتباط به آن دارد ، پس اگر حق تعالى اعاده بدن نفرمايد لازم آيد كه مرتبه از وجود را افاضه نكرده و روح را بشبح بدن تعلق نفرموده باشد ، پس او را از يك مرتبه لذت محروم گردانيده ، لازم آيد كه جواد على الاطلاق و فياض