اجزاى اصلى لازم آيد كه مسلمان بحسب اجزاء اصلى معاد نشود و دفع اين ظاهر است بر آن تقدير و حاجت نيست بالتزام آنكه اجزاء اصلى كسى نطفه غيرى نميگردد .
لطيفه قدسيه
بدان كه زمان سبب تغير است و مكان سبب تكثر : تغير و تكثر سبب محجوب شدن بعضي از موجودات از بعضى پس چون در قيامت زمان و مكان مرتفع شود حجابها برخيزد ، اولين و آخرين مجتمع باشند پس قيامت روز جمع است
« يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ »
بوجهى روز فصل است چه دنيادار مشابهت است و در آن حق و باطل متشابه نمايند مخاصمان در مقابل يكديگر نشستهاند .
آخرت دار مباينت است
« وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ »
حق از باطل جدا كنند
« لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ »
خصومت متخاصمان فصل كنند و بحقيت حق و بطلان باطل حكم كنند
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ »
پس روز فصل است اما اين فصل هم اقتضاي آن جمع مىكند
« هذا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْناكُمْ وَ الْأَوَّلِينَ »
حشر جمع باشد پس روز حشر است
« وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً »
اما حشرها متفاوتست قومى را چنين است كه
« يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً »
و قومى را چنين
« وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ »
بر جمله حشر هر كسى با آن باشد كه سلوكش در طلب آن بوده باشد « حشر مع من يتولاه » و به اين سبب
« احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ »
و همچنين
« فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّياطِينَ »
تا به حدى كه « لو احب احدكم حجرا لحشر معه » .
چون آثار افعال مدبران برازخ حيوانى مصور و حاضر كنند آن اصناف را جمله حشر كرده باشند
« وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ »
و حشر هركس بر صورت ذاتى