تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
ماند كه باز معاد شود و درين هنگام معاد باعاده اجزاء متفرقه برگردد . گوئيم مركب مشتمل است بر امر ديگر كه آن صورت نوعى است و صورت نوعيه غير صورت عناصر است ، و غير اجزاء آن و ظاهر است كه آن صورت منعدم شود وقتى كه لحم تراب گردد و باز لحم منقلب شود به خاك پس عناصر محفوظ نمانند و باز اجزاء هوايى بر تقدير عدم انقلاب متصل شود به هوا و متصل واحد حاصل شود و اين متصور نيست مگر بانعدام آن چنان كه مذهب ايشانست . اگر گويند وقتي كه معاد بعينه همان جسم مبتدا نباشد تناسخ لازم آيد زيرا كه تعلق نفس بعد از انقطاع تعلق ببدنى ديگر گيرد . گوئيم در عرف شرع آنچه تناسخ خوانند آن است كه نفس در دنيا تعلقات بابدان متعاقبه كه مشاركت بماده بعينها نداشته باشند پيدا كند نه آنكه در نشئهء ديگر متعلق شود ببدنى كه مثل اين بدن باشد با بقاء شخص ماده آن و برين تقدير بسى اشكالات مندفع گردد : اول آنكه گويند كه اگر انسان انسانى را خورد ، چنان كه جزء او شود و انسان اول مسلمان باشد و ثانى كافر وقت اعاده اگر كافر را اعاده كنند مسلمان معاد نشود و اگر مسلمان را اعاده كنند كافر معاد نشود و هرگاه كه در اعاده قائل بايجاد مثل شويم مثل اين شبهه ساقط شود ، و حاجت نيست به آنكه گويند كه معاد اجزاى اصليه متكونه از نطفه است . و لحم كافر چون جزء بدن شود اجزاء اصليه نباشد و به آنكه گفته شود كه معاد بدن اوست باعتبار وقتى از اوقات چنان كه ممكن است كه مسلمان را اعاده كنند باعتبار بدنى كه پيش از خوردن كافر او را داشت . و همچنين كسى اگر شبهه كند كه چون شخصى اجزاى اصليه كافرى را خورد و از آن نطفه فرزندى متولد گردد كه مسلمان باشد ، چون اعاده كافر كنند ، بحسب