يعنى در هنگامى كه ما وفات يافته خاك و استخوان گرديده باشيم آيا برانگيخته خواهيم شد . و مانند اين سخنان را در مقام انكار و استنكار مىگفتند و حال ايشان هميشه بدين منوال بود ،
« حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ »
يعنى تا رسيد موت بيكى از ايشان ، از حق تعالى طلب رجوع به دنيا ميكردند كه
« رَبِّ ارْجِعُونِ »
و اختيار لفظ جمع بواسطه تعظيم است يا خطاب بملائكه بعد از استغاثه ايشان از حق تعالى
« أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ »
كلمهء « ما » مصدريه يا موصوله ، و برين تقدير بعضى را اعتقاد آنست كه مراد از كلمه « ما » دنياست ، و بعضي را اعتقاد آن است كه مراد از آن طاعت است .
در تفسير قاضى آن است كه مراد از آن ايمان است ، يعنى ايمانى كه ترك كردم به اين عبارت « في الايمان الذي تركته لعلي آتى بالايمان و اعمل فيه » .
و بعد از اين آرزو و تمنى حق تعالى او را منع نموده ، و در معرض استبعاد درآمده ميفرمايد كه
« كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ »
ضمير منصوب عايد است « به
رَبِّ ارْجِعُونِ
» يعنى رب ارجعون كلمهايست يعني طايفه از كلام منتظم بعضى ببعض
« هُوَ قائِلُها »
يعنى آن كس گوينده اين كلام است ، و فايده درين سخنان به هيچ وجه نيست چه اين گفتها از روى حسرت و ندامت است
« وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
يعني پيش ايشان برزخى است تا روز قيامت ، و برزخ در لغت فاصله ميان دو چيز است و بحسب اصطلاح اهل علم ، زمان ميان مردن و برخاستن از قبر است و بعضى را اعتقاد آن است كه برزخ سدى است ظلمانى متوسط ميان مبدأ و معاد .
شيخ طبرسى در بيان اين آيه فرموده است كه « في الآية دلالة على ان احدا لا يموت حتى يعرف منزلته عند اللّه اضطرارا و انه من اهل الثواب أو العقاب » .