دامنگير نشود ، بوقوع آن در ماده ثلاثه اعتراف خواهد بود .
لطيفه ارشاديه
چون رضاى بارى تعالى بر وجه عموم و اطلاق ، شامل حال ايشان نبود علم الهى بشكستن عهود اصحاب احاطه نموده ازين جهت در آيه ديگر اشارت به آن نمود كه
« إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً »
.
حق تعالى در اين آيه طعن و توبيخ و بيان محروميت طايفه مينمايد از اصحاب كه عهد حضرت را شكسته قبايح عظيمه ازيشان صدور يافت ، و حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله را خوشدل نموده ميفرمايد كه بدرستى كه جمعى كه با تو بيعت نمودند ، بيعت ننمودهاند مگر با من و دست من بالاى دست ايشان بوده ، يعنى علم من محيط بجميع حالات ايشان و قدرت من بالاى قدرتهاى ايشان است .
و ظاهرا كه مراد ازين آن است كه اگر بيعت ايشان سبب زيادتى اعتبار و اقتدار نبوى بوده موجب قوت اسلام و ضعف دشمنان از كثرت و جمعيت مسلمانان است لكن چون از معاهده برگشته و مواثيق را درهم شكسته بمقتضاى آن عمل ننمايند نقصان و خسران اين عمل بايشان عايد شده ضررى از آن جهت بديگري نرسد پس هر كه آن عهد را بشكند شكست خود نموده باشد و هرگاه وفا بعهد نمايد زود باشد كه اجر عظيم از حق تعالى جهت وفاى عهد و پيمان به او و اصل گردد .
و بنابراين مقدمات ظاهر گرديد كه رضاى الهي مخصوص اهل وفا ببيعت بوده مخالفان عهد رسول مشمول غضب و سخط رباني بودهاند .
واحدى كه از علماى اهل خلافست از جابر نقل نموده كه بيعت اصحاب در تحت شجره مشتمل بود بر آنكه از حرب هزيمت ننمايند و بواسطه مراعات