امير و شريف و سيد آن بود ، و مراد آنكه آن حضرت سرور و امير و شريف و سيد آن كسان است كه بايمان مخاطباند و بدرستى كه عتاب كرد اللّه تعالى اصحاب محمّد را در بعضى آيات قرآن و ياد نكرد على را مگر بخير .
و اين دلالت مىكند بر آنكه آن حضرت افضل از همه اهل ايمان بود و چون افضل اهل ايمان است امام بر همه مؤمنان باشد و نيز چون سيد و شريف و امير آن كسان باشد كه مخاطباند بايمان امام جمله ايشان خواهد بود .
لطيفهء سى و چهارم « قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
يعنى بگو اى محمّد كافى است اللّه تعالى و آن كس كه علم كتاب نزد اوست كه گواه باشند ميان من و ميان شما .
احمد بن حنبل و حافظ ابو نعيم هر يك باسناد خود روايت كردهاند از محمّد بن حنفيه رضوان اللّه عليه كه فرمود مراد از
« مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
حضرت على مرتضى عليه السّلام است .
و ثعلبى در تفسير خود روايت كرده از عبد اللّه بن سلام كه گفت « سالت رسول اللّه عن قول اللّه تعالى و من عنده علم الكتاب من هو فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انما ذلك على بن أبي طالب » يعنى پرسيدم من رسول اللّه را كه مراد از
« مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
كيست ؟ در قول حق تعالى
« وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه نيست آن كس مگر على بن ابى طالب عليه السّلام .
و عجب آنكه بغوى در معالم التنزيل گفته است
« مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
عبد اللّه سلام است و عبد اللّه بن سلام ميگويد كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفته به كلمه حصر كه : « انما ذلك على بن ابى طالب » و اين دلالت دارد بر انحصار فضيلت آن سرور پس بايد كه امام باشد .