تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
طعام افطار نمايند ، آن حضرت به خانه شمعون خيبرى رفت ، و سه صاع جو ازو به قرض گرفت و روايتى آن است كه مقدارى پشم ازو گرفت كه حضرت فاطمه عليها السّلام و فضه جهت او غزل نمايند و سه صاع جو به جهت اجرت آن اخذ نمود و پشم و جو به خانه برد و كيفيت حال با حضرت فاطمه عليها السّلام تقرير نمود و حضرت فاطمه قبول فرمود و اطاعت نموده برخاست و مقدار يك صاع جو آرد كرد و بدست مبارك خود پنج قرص نان پخت جهت هر صائمى قرصى . بعد از آنكه حضرت امير با حضرت رسالت صلوات اللّه عليهما در مسجد نماز مغرب به جماعت گذارد ، و به خانه فرمود حضرت فاطمه عليها السّلام آن پنج قرص را نزد آن حضرت آورد و مجموع نزد آن حضرت آمده نشستند تا با يكديگر به آن قرصهاى بىادام افطار نمايند . هنوز هيچ‌يك از ايشان افطار نفرموده بود كه مسكينى بر در خانه آواز داد و گفت : السّلام عليكم يا اهل بيت محمّد يا اهل بيت النبوة و الولاية انا مسكين من مساكين المسلمين اطعمونى اطعمكم اللّه من موايد الجنة . اى اهل بيت محمّد اى اهل بيت نبوت و ولايت من مسكينى از مساكين مسلمانانم طعام دهيد مرا تا خداى تعالى شما را از موايد جنت طعام دهد ، و حضرت شاه اوليا على مرتضى و فاطمه زهرا و حسن مجتبى و حسين شهيد كربلا و فضه خادمهء آل عبا آن پنج قرص را كه ميخواستند كه هر يك بيكى از آن افطار نمايند به مسكين دادند و به آب افطار نمودند و باز نيت روزه كردند . روز ديگر حضرت فاطمه عليها السّلام يك صاع ديگر از آن بدست مبارك خود آرد كرد و پنج قرص نان پخت و بعد از اداى نماز شام چون حضرت ولى اللّه به خانه فرمود قرصهاى نان جو پيش آوردند كه روزه بگشايند - هنوز روزه نگشوده بودند كه اسيرى آواز داد كه « يا اهل بيت محمّد تأسروننا و لم تطعمونا اطعمونى فانى