و خلافت به او تعلق يافت .
و شكى نيست كه اين عبارت كثير البلاغت از حضرت رسالت بمفهومها مفيد آن است كه بتپرستى مانع نبوّت و امامت بوده اگر كسى در وقتى از اوقات پيرامون آن شده باشد ، در بقيه عمر درجه نبوت و خلافت نتواند يافت .
و باز سؤال حضرت ابراهيم از حق تعالى خلافت بواسطه ذريت خودش كه
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
درخور نيفتد كه آن سؤال از براى ايشان در وقتى كه اتصاف بظلم داشته باشند باشد ، چه بطلان او ظاهر است پس متعين شد كه مراد از
« لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
شامل ظلم گذشته است ، و ازينجا ظاهر گرديد بطلان توهم معاندان كه جايز است كه مراد از ظلم درين آيه ظلم بالفعل باشد نه مطلق غافل ازين دقيقه عقليه و آن روايت نبويه .
لطيفه دوازدهم در آيه كريمه « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا »
است
يعنى بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند ، زود باشد كه حضرت رحمان خلقت فرمايد و پديد كند براى ايشان محبتى .
روايت كرده است حافظ ابو نعيم در كتاب حلية الاولياء و ابو المؤيد خوارزمى در مناقب از ابن عباس كه اين آيه در شأن شاه ولايت نازل شد ، از براى او مودتى و محبتى در دلهاى مؤمنان پديد كرد .
و ثعلبى در تفسير خود و ابن مردويه در مناقب از براء بن عازب روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله با امير المؤمنين عليه السّلام گفت : يا على « قل اللهم اجعل لى عندك ودّا و اجعل لي في صدور المؤمنين مودّة فنزلت ان الّذين آمنوا » الآية .
يعنى اى على دعا كن و بگوى خدايا براى من عهد و پيمانى و محبّت و مودتى نزديك خود بيافرين و براى من در سينههاى مؤمنان مودتى پديد كن ،