ايشان را وسيلهء بارگاه الهى ساخته تايب گرديد و ظاهر است كه اين فضيلت كسى را از صحابه نبود ، پس متعين شد خلافت از براى آن سرور ، چه او را مساوات با حضرت رسالت در باب توسل به حق تعالى بود .
لطيفه يازدهم آيه شريفه « إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
است ،
خطاب مستطاب الهى به حضرت ابراهيم عليه السّلام و طريق استدلال از اين آيه آن است كه حق تعالى خليل را بشارت بامامت و خلافت خود در روى زمين ميداد باينكه ترا امام و پيشواى آدميان گردانم كه
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
يعنى گردانندهء توام براى امامت بنى آدم ، و ابراهيم بعد از شنيدن اين نويد فرمود كه
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
يعنى ذريّت من نيز امام مردمان شده به اين مرتبه ميرسند ، حق سبحانه در جواب او فرمود كه
« لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
يعنى خلافت و امامت كه عهد خدا عبارت از آن است ، بظالمين نميرسد .
و اين جوابى است مشتمل بر كمال بلاغت و مبالغه در اينكه گمان ابراهيم نباشد كه هر كه ذريّت آن حضرت است ، سزاوار مرتبه خلافت و امامت باعتبار ولادت از آن حضرت تواند بود .
بلكه كسى به آن درجه تواند رسيد كه بصفت ظلم موصوف نباشد همچنانچه ابراهيم كه استحقاق اين امر او را حاصل شده هيچ وقت از اوقات دامن عصمتش آلودهء غبار ظلم و معصيتى نبوده و بقرينهء مقام فهميده مىشود كه مراد از ظالم ما ليس بمعصوم است ، زيرا كه متبادر آن است كه حق تعالى در جواب حضرت خليل ارادهء آن نمود كه هر كه از ذريت تو كه بر صفت تو باشد كه آن عصمت است ، مستحق امامت خواهد بود ، پس درين هنگام از عدم عصمت تعبير به ظلم نموده است .