مأمور شده بود ، ازين جهت باتفاق نفس مقدس آن حضرت كه عبارت از شاه ولايت است ، و فرزندان گرامى يعنى حسن و حسين عليهما السّلام و حضرت فاطمه صلوات اللّه عليها سر از گريبان وحدت و كساى مماثلت بيرون كرده و همگى در تحت عباى نبوى جاى نموده ، روانه گرديدند .
و در اين امر كه نمونه از محاربه معنويه است كوچكترين فرزندان حضرت حسين بن على عليهما السّلام كه با جان شيرين توأمان و با حيات صورى همعنان است در قلب جاى داده ، يعنى در آغوش آورده و ميمنه را بفرّ قدوم نصرت لزوم امام السر و العلن ابى محمّد الحسن آراسته ساخته ، و چون پيروى آن حضرت در ظاهر و باطن از شرايط خلافت است ، ازين جهت شاه ولايت را باتفاق سيدة النسا در پس سر قرار داده و پشت اميد به حمايت آن عالى منزلت قوى گردانيده ، به اين شوكت و جلالت و هيبت و اقبال به قصد ابتهال بدرگاه ملك متعال بيرون فرمود .
و در تفسير كشاف از عايشه مذكور است كه قبل از توجه بمباهله حضرت عبايى كه بعضى از آن سفيد و بعضى از آن سياه بود بر كتف مبارك داشت و حضرت شاه ولايت و فاطمه و حسنين عليهم السّلام داخل شده مجموع پنج نفر بودند .
و صاحب كشاف ميگويد كه « فاتوا رسول اللّه و قد غدا محتضنا الحسين آخذا بيد الحسن و فاطمة تمشى خلفه و علىّ خلفها و هو يقول اذا انا دعوت فأمنوا فقال اسقف نجران يا معشر النصارى اني لارى وجوها لو شاء اللّه ان يزيل جبلا من مكانه لا زاله بها فلا تباهلوا فتهلكوا » .
ترجمه اين عبارت آن است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در وقت مباهله حضرت امام حسين را عليه السّلام در كنار خود درآورد و دست مبارك حضرت امام حسن عليه السّلام را در دست داشت و حضرت فاطمه صلوات اللّه عليها پس سر مبارك آن سرور و حضرت شاه ولايت عليه السّلام پس سر حضرت فاطمه بدين ترتيب بيرون رفتند و حضرت رسالت -
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٣٨٨