آن حضرت در معرض جواب در آمده فرمود كه حاشا كه بندگى مسيح خداى را دشنام باشد بلكه او بنده است و كلمه است كه به مريم القا كرده بود ، چنانچه ظاهر از انجيل يوحنّاست .
پس كلام حقايق انجام سيد انام عليه و آله افضل التحية و اكارم السلام ايشان را سلسله جنبان غضب ايشان گرديد گفتند كه هيچ آفريده تصور آن نتواند كرد انسان بىپدر .
حق تعالى جهت بطلان گمان ايشان آيه
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
فرستاد يعنى بدرستى كه شأن عيسى نظر بقدرت بالغه و قوّت كاملهء حق تعالى در آفريدن انسانى بىپدر همچو صفت و شأن آدم است كه او را بىپدر و مادر خلق نموده است .
و چون در علم معانى ، بيان شده كه مشبّه به در وجه شبه اقوى از مشبّه است بايد كه بطريق اولى بندگى مسيح رسيده باشد ، و بعد ازين فرمود كه
« فَمَنْ حَاجَّكَ
الآية » .
و مراد از علم در كريمه
« ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ »
مضمون اين آيه مذكوره است ، پس حق تعالى در آيه
« فَمَنْ حَاجَّكَ »
فرموده كه اگر نصارى ديگر حجت گيرند و قبول ننمايند آنچه در خلقت عيسى گفتم ، خطاب بايشان نموده بگو كه بيائيد يعنى متوجه شده با ما اتفاق كنيد در اينكه بطلبيم فرزندان ما را و فرزندان شما را و زنان ما را و زنان شما را و بطلبيم نفس خود را و نفس شما را پس بگردانيم لعنت خداى را بر هر كه دروغ گفته باشد .
بعد از نزول آيه مباركه حضرت ايشان را درين حكايت خبر داده امر مباهله بر روز ديگر قرار يافت و بعد از آن كه روز ديگر شد ، سرور عالم كه از جانب الهى بطلب نمودن فرزندان و زنان و هر كه بمنزله نفس آن حضرت تواند بود ،