تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
باديه‌پيمايان طريق ضلالت گرديده‌اند ، چنانچه عبارت « و طفقت ارتاى بين أن اصول بيد جذاء او اصبر على طخية عمياء » از آن حكايت مينمايد . يعنى افكار و انظار خود را جمع نمودم كه حمله آورم بريشان بدست بريده كه كنايت از تنهائى و عدم اعوان و انصار است يا صبر كنم بر ظلمت و تاريكى ظلم نابينا كه اشارت بشدت مراتب ظلم است . « فصبرت اذ في العين قذى و في الحلق شجى » پس صبر كردم و حال آنكه چشمم از غبار اندوه كوه شكوه تسلط اعادى آزرده و بىنور و حلقم از آشاميدن مرارت آزار و شماتت اغيار بمثابهء كه مگر سنگ‌ريزها و استخوان پاره‌ها در آنجا مجتمع شده و سبب حصول اين قسم آزار آن است كه ميديدم كه منصب خلافت مغصوب و ميراث هدايت منهوب است . و غرض از تحرير قليلى از عبارت قدسى اشارت آن حضرت آنست كه دانسته شود كه مرتبهء خلافت آن حضرت و ظهور آن مانند آفتاب ظاهر و پيداست ، و اعمال و افعال غاصبان حق آن سرور بر وجهى صدور يافته كه متضمن نهايت آزار خاطر و اندوه باطن و ظاهر آن نيّر مقصود بود آفرينش بوده و بنابر مصلحت الهى و وصيت رسالت پناهى متحمل لوازم اوضاع ناپسنديده صاحبان نفاق گرديده بود .

لطيفهء ششم [ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ . . .

] در بيان آيهء كريمه
« فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ »
الآية است . ثعلبى از انس بن مالك و از بريده روايت ميكنند كه ايشان از حضرت