خطبه بليغ مشتمل بر حمد و ثناء الهى و نصيحت اصحاب و بيان خلافت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از جانب حق تعالى ادا فرمود .
بدان كه اتفاق علماست درين آيه كه نازل شده است بر رسول دربارهء على بن ابى طالب ، چنانچه روايت كرده ابو نعيم حافظ . « باسناده عن عطية قال نزلت هذه الآية على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم في على بن أبي طالب » و در تفسير ثعلبى واقع است كه معناه « بلغ ما انزل اليك من ربك في فضل على عليه السّلام فلما اخذ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يد على قال من كنت مولاه فهذا على مولاه » .
و ظاهر است كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مولاى ابى بكر و عمر و عثمان و باقى صحابه است باجماع پس متعين شد كه على بن أبي طالب عليه السّلام مولاى ايشان است ، فلا جرم امام خواهد بود .
و باز در تفسير ثعلبى واقع است كه چون قصهء روز غدير برين وجه اتمام يافت و اين خبر به اطراف و جوانب عالم انتشار يافت .
حارث بن نعمان فهرى كه از قبيله معتبرهء از قبايل عرب و سرداران طايفه بود از شنيدن اين قصه غصهمند گشته باتفاق جمعى از آن عشيره از بيابانى كه مسكن ايشان بود ، روانه مدينه مقدسه گرديد و حارث مذكور تنها بىرفقاى مذكوره از غايت قهر و غضب و غيظ و غلظت داخل مسجد حضرت رسالت پناه شده آواز برآورد كه يا محمّد و نگفت يا رسول اللّه تو ما را بوحدانيت خدا و نبوت خود و نماز و روزه و ساير واجبات دينيه تكليف نمودى و تمامى آن قبول افتاد و اداى آن بر خود لازم گردانيديم ، و بعد از آن تو به آنها راضى نشده امامت و خلافت و اميرى امت به پسر عم خود حواله نمودى ، و اين فعل از طرف تو يا از فرموده حق تعالى است .
حضرت قسم ياد نمود كه وقوع اين حكايت بنابر فرموده و مبالغه حق تعالى
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٣٧٠