حين ركوع صدقه بسائل داده باشد ، و اين معنى پسنديدهء حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله شده تا از حق تعالى استدعاى خلافت آن حضرت مثل خلافت هارون از موسى نموده دعاى آن حضرت في الفور بىفاصله به محل قبول موصول گرديده درين باب موافق التماس و خواهش خاطر نبوى آيهء شريفه نازل گشته ، خاطر پيغمبر از آن جهت بغايت مسرور و مبتهج شده باشد ، با وجود اين حالات مناقشات نمودن و در معانى محتمله لفظ ولىّ كه قرينه مقام و التماس پيغمبر صارف ديگر معانى گرديده بديههء عقل حكم به آنچه مفاد خلافت و امامت است ، تواند نمودن قرينه واضحه و بينه عادله است بر ترك متابعت مدلولات و اطاعت وساوس شيطان .
لطيفه شريفه
بدان كه حق تعالى در نزول اين آيه اظهار عنايت بىغايت دربارهء شاه ولايت نموده اولا او را بكلمهء كه ذات خود را و نفس رسول عربى به آن توصيف يافته آن حضرت را نيز به همان كلمه ذكر نموده ، تا دانستهء كافه اهل اسلام شود ، همچنانكه حق تعالى صاحب اختيار دين و دنيا و همچنين رسولش كه سزاوار به تصرف در امور مسلمانان است آن حضرت نيز سزاوار آن مرتبه تصرف است ، حاكم و آمر و ناهى و واجب الاطاعه و مفترض الطاعه بوده تخلف از امر و نهى او و انحراف از متابعت آن والارتبت ، برگشتن از خدا و رسول و مخالفت امر و نهى ايشان است .
و معلوم است كه حق تعالى درين آيه ارادهء معنى از كلمه ولىّ جهت ذات ربوبيت و رتبهء رسالت ننموده كه مخالف آن از جهت امير عليه السّلام فرموده باشد ، بلكه آنچه معنى ولى باشد در مواد ثلاث متحد بوده ، تفاوتى در آينه ملاحظه صورت نبندد .
و ازين جهت آنچه درين مقام از كلمه ولى تبادر بذهن يابد منحصر است در امرى كه افادهء وجوب اطاعت و متابعت اوامر و نواهى نموده چنانچه استحقاق