اطمينان خاطر قريش گردد و با تو مخالفت ايشان واقع نشود و بعد از آن اين آيه نازل گرديد ، و معنيش اين است كه اگر غير را با امير مؤمنان شريك گردانى هرآينه عمل تو باطل خواهد بود و چون صدق شرطيه صدق مقدم آن را لازم ندارد ، فلا - جرم درين باب به هيچ وجه فسادى نيست .
شبهه دهم [ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ . . .
]
آن است كه عتاب مستطاب حضرت بارى به حضرت رسالت پناهى در باب حرام گردانيدن بعضى از زنان خود بر خويشتن شد كه
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
.
وجه اين شبهه آنست كه اين خطاب متضمن عتاب است و عتاب بىذنب نميباشد خواه صغير بود و خواه كبير .
جواب آن است كه حرام گردانيدن مباح سبب ذنب نميگردد و عتاب گاه باشد كه از جهت ترك اولى بود .
شبهه يازدهم [ سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى . . .
]
آن است كه كريمه
« سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ »
را دلالت است بر وقوع نسيان از آن حضرت در صورت وحى .
جواب آن است كه مراد از نسيان ترك است ، و معنيش آنكه ترك چيزى از احكام نمىنمايد مگر منسوخ را .
شبهه دوازدهم [ فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ . . .
]
آن است كه آن حضرت را شك و ارتياب بود در باب آنچه وحى به او ميشد ، چنانچه ظاهر است از كريمه
« فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ »
و باز
« لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ »
.