اولى دارد و ترك اولى ذنب نيست و گاه باشد كه كسى گويد شخصى را كه ترك ندبى نموده باشد كه « لم تركت الأفضل و عدلت عن الاولى » و اين را دلالت بر انكار و استقباح به هيچوجه نيست .
شبههء ششم [ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ
]
مخالفان در معرض اثبات ذنب نظر به آن حضرت درآمده گفتند كه
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ »
چه ظاهر است كه وزر ذنب است و انتقاض ظهر را دلالت بر كبيره بودن آن ذنب .
جواب آن است كه وزر در اصل لغت بمعنى ثقل و گرانى است ، و چون آن حضرت در اندوه شديد بسبب كفر و شرك مشركان و قوت شوكت ايشان بود چرا كه آن حضرت و اصحاب او در ميان ايشان در آن وقت ضعيف بودند پس حق تعالى تعبير از آن ثقل بوزر كرد و بعد از آنكه تقويت آن حضرت نمود ، بمنزله آن بود كه ثقل و وزر ازو برداشته باشد .
و مؤيد اين تأويل آيه كريمه
« وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ »
است و همچنين آيه
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً »
چه عسر عبارت است از شدايد و غموم و يسر عبارت از زوال و ارتفاع آنها و باز وزر را اطلاق بر مصدر فعل متعدى و لازم ميكنند ، و مراد از آن درين كلام اول است . مثل اهانت مشركان آن سرور را و منع از دخول او در مسجد حرام پس اضافه در اين آيه به ادنى ملابسه است و بعد از فتح مكة مانند اين گرانى ازو مرتفع گرديد .
شبههء هفتم كريمهء « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ »
است
وجه شبهه ايشان آنست كه حق تعالى آمرزيده از حضرت رسالت پناه گناه سابق و لاحق او را فلا - جرم بايد كه او را گناهى باشد .