و نصرانيان به پيغمبران خود نسبت دادهاند ، بىآنكه ازيشان بمنصه ظهور آمده باشد .
اما دوم آنست كه مراد از غرانيق ملائكه است ، و اين كريمه در وصف ملائكه واقع بوده است و چون مشركان توهم نمودند كه مراد از غرانيق خدايان ايشان است ، تلاوت آن منسوخ گرديد ، و بر تقديرى كه مراد از غرانيق خدايان ايشان باشد جائز كه بر سبيل استفهام انكارى باشد يعنى آيا اميد به شفاعت ايشان است ؟
يا مراد به اثبات نفي است چنانچه در كريمهء
« يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا »
و جوهرى مىگويد كه غرنيق بضم غين و فتح نون مرغ آبي است گردن دراز و هرگاه وصف مردان به آن شود ، قاعدة غرنيق و غرنوق به كسر غين و فتح نون و غرنوق بضم است و غرانق سيد قوم و جوان را گويند .
اما جواب صاحب مواقف ازين شبهه آنست كه هرگاه مراد از تمنى تلاوت بود جايز كه آن عبارت از شيطان باشد ، باينكه آواز خود را مخلوط بآواز آن حضرت ساخته گمان مردمان اين شود كه كلمات آن حضرتست چه اگر از شيطان نباشد بلكه از آن حضرت بظهور آمده باشد كفر خواهد بود و اين باجماع امت روا نيست .
و حق در نظر بصيرت چنان است كه اين جواب بغايت ناصواب است چه معلوم است كه اگر مانند اين احتمال روا باشد وثوق و اعتماد از گفته انبيا مرتفع خواهد گرديد ، چه جايز است كه هر حكمى كه از آن حضرت بظهور آمده باشد از روى تلاوت مخلوط بكلمات شيطانى بود ، پس جايز كه كلام آن حضرت نباشد .
و باز آنچه گفته است كه اگر آن حضرت تلاوت آن كلمات نموده باشد كفر