كه من به تو نياورده بودم ، پس آن حضرت بغايت اندوهگين گرديده ترس عظيمى او را از آن روى داد پس حق تعالى از براى تسلى خاطر آن سرور انزال فرمود كريمه
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ »
.
و بالجمله وجه شبهه ايشان آنست كه آن حضرت هرگاه آرزوى چيزى نمايد شيطان آن را در او القا خواهد نمود .
جواب آنست كه مراد از تمنى تلاوت است چنانچه ظاهر كريمهء :
« وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ »
و نيز حسان بن ثابت گفته است كه :
تمنى كتاب اللّه اول ليلة
و تقرير اين بر دو وجه ممكن است اما اول آنست كه هيچ رسولى پيش از رسالت تو نيامده كه از جانب حق تعالى تلاوت چيزى نمايد مگر كه تحريف به او از قوم او روى نمود خواه در باب زياده و خواه در باب نقصان چنانچه در انجيل و تورات و زبور ظاهرست و در كتاب مصقل صفا در رد مذهب نصارى و كتاب صواعق رحمان در رد مذهب يهودان ، متصدى بيان آن شدهايم .
چه ظاهر است كه مانند اين تغييرات اگر چه از مردمان ايشان بظهور پيوسته است ، و ليكن از وساوس شيطانى است ، فلهذا حق تعالى نسبت بشيطان داده پس جايز است كه آن حضرت در وقت تلاوت آن آيه اين كلمات نخوانده باشد و ليكن قريش اين كلمات نسبت به او از باب افترا داده باشند چنانچه يهودان و نصرانيان و مجوسان بموسى و عيسى و زرادشت نسبت انجيل و تورات و زند دادهاند .
با اينكه بيشتر از آنها محرف و مبدلاند .
پس حق تعالى از باب تسلى آن سرور فرمود كه نسبت مشركان قريش آن تلاوت را به آن حضرت از باب نسبت تلاوت بعضى از كلمات ناشايسته است كه يهودان