خاشِعِينَ »
.
« اما القالب فباعمال الشريعه ، و أما النفس فبتهذيب الاخلاق و أما القلب فبالاطمينان بذكر اللّه ، و اما السر فباجتهاده في كشف الاسرار ، و أما الروح فببذل - الوجود في طلب المعبود ، و اما الخفى فبافنائه في اللّه و بقائه في اللّه ، و مريم النفس أحصنت قلبها من تصرفات الكونين فأحييناها بالحياة الابدية ، و اللّه حسبى و نعم الوكيل ] .
لطيفة ربوبيه فى قصه لوطيه
مخالفان را دربارهء حضرت لوط عليه السّلام يك شبهه است كه آن حضرت در معرض اين درآمده بقوم خود خطاب نمود كه دختران من از براى شما نيكوتر است از آن چيزى كه بصدد فعل آن درآمدهايد چنانچه حق تعالى حكايت از آن مىكند از براى آن حضرت كه
« بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ
إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ »
.
جواب ازين شبهه آنست كه غرض آن حضرت از آن اين بود كه قوم خود را از فعل شنيع مانند لواطه منع نموده ترغيب به تزويج زنان بر وجهى كه در شريعت او واقع است نمايد و اين گناه صغيره نيست چه جاى آنكه كبيره باشد . .
لطيفة ربانيه فى قصة زكريائيه
بدان كه مخالفان را دربارهء حضرت زكريا عليه السّلام يك شبهه است كه آن حضرت از حق تعالى طلب فرزندى كرد و بعد از آن كه در معرض قبول افتاد پس آن حضرت بتعجب درآمده فرمود « كه
أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ »
؟
اما جواب ازين شبهه آنست كه غرض آن حضرت از كلمه « انى » اين بود كه سبب وجود فرزند از براى من چه چيز است ؟ آيا آن از جهت آنست كه تزويج