كه قبل از آن روى نداده بود پس آن حضرت فرمود كه قبل از اين بتحقيق من از ظالمين بودهام از جهة ترك مثل اين عبادت ، بقرينه كريمه
« فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ - الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
.
و مناسب اين كلام آن چيزيست كه از بعضى ارباب كشف و عيان بظهور پيوسته است كه آن حضرت را در آن وقت كه در شكم ماهى بود قربي بهم رسيده كه قبل از آن و بعد از آن او را به هيچوجه حاصل نبود چنانچه مولانا معنوى در مثنوى فرموده كه :
گفت پيغمبر كه معراج مرا * نيست بر معراج يونس اجتبا
آن من بر چرخ و آن او نشيب * زان كه قرب حق برونست از حسيب
قرب نى بالا و پستى رفتن است * قرب حق از جنس هستى رستن است
اما جواب از كريمه
« وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ »
آنست كه صاحب حوت را قدرت بر صبر آن محنت كه حق تعالى او را به او امتحان نمود نبود ، پس شكايت به حق تعالى نموده طلب خلاصى از ايشان كرد و اگر صبر بر آن محنت مينمود بواسطه او بهتر ميبود ، پس حقتعالى ارادهء منزلهء رفيعه از براى نبي ما صلّى اللّه عليه و آله نموده باينكه او را نهى از عدم صبر بر بلايا فرمود .
[ لطيفة تأويلية
« وَ ذَا النُّونِ »
الروح
« إِذْ ذَهَبَ »
من عالمه
« مُغاضِباً »
لغيره من المجردات ، فألقى في بحر الدنيا
« فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ »
النفس الامارة بالسوء و ابتلع حوت النفس حوت القالب .
و
« يَدْعُونَنا رَغَباً »
في الفناء فينا
« وَ رَهَباً »
من القاء امانيهم
« وَ كانُوا لَنا