تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
صافنات جياد مىشد بر او كه عبارت‌اند از اسبان نيكوى ميفرمود كه من دوست ميدارم دوستى نيكو از ذكر حق تعالى و از امر او نه دوستى از روى هوا و شهوت . و امّا ضمير در كريمه
« حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ »
و همچنين در كريمه
« رُدُّوها »
محتمل كه راجع بآفتاب باشد بمناسبت ذكر عشى و امّا كريمه
« فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ »
يعنى آن حضرت بدست خود مسح ساق و گردن خويشتن مينمود بنابر آنكه معتبر در وضوء ايشان بملّت موسى اين بود و چنانچه ظاهر از اخبار أئمه اطهار صلوات اللّه عليهم اجمعين است . و بعضى را گمان آن است كه راجع بصافنات است به دو وجه : وجه اول به آنكه صافنات مذكور است و آفتاب مذكور نيست . وجه دوم آنكه صافنات اقرب است در ذكر از لفظ عشى درين مقام چهار احتمال است . احتمال اول آن است كه اين هر دو ضمير راجع بصافنات باشد يعنى آن اسبان چون از آن حضرت غايب گرديد امر برد آن اسبان نمود احتمال دوم آن است كه اين هر دو ضمير راجع بآفتاب است ، يعنى چون آفتاب متوارى در حجاب گرديد امر بردّ آفتاب نمود ، و اين احتمال بنابر آن است كه چون نماز ازو فوت گرديد ، از حق تعالى طلب ردّ آفتاب نمود و متوجه وضوء ساختن شد بر آن نحو كه مذكور شد و ظاهر است كه بعد او به چندين طريق است : اول آن است كه
« رُدُّوها »
خطاب جمع است ، پس رجوعش بمردمان در ردّ اسبان اولى است از صرف او به حق تعالى در ردّ آفتاب . دوم آن است كه انبياء عليهم الصلاة و السلام حق تعالى را مخاطب به اين نحو خطاب نميگردانند .