تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢

لطيفة اخرى

باز جايز است كه استغفار آن حضرت از جهت اين بود كه گمانش از آن جمعى كه داخل محراب گرديده بودند اين بود كه ايشان را قصد كشتن اوست و بعد از آنكه از ايشان بظهور نيامد چيزى كه دلالت بر آن گمان داشته باشد نادم گرديده استغفار از اين سبب نمود .

لطيفة اخرى

باز جايز است كه سبب استغفار آن حضرت اين باشد كه چون آن دو كس كه يكى از ايشان ميگفت كه برادر مرا نود و نه ميش است و مرا يك ميش ، و با وجود اين حال يك ميش مرا مىطلبد ، آن حضرت پيش از آنكه آن مدعى اثبات دعوى خود نمايد فرمود كه بر تو درين دعوى ظلم كرده است پس توبهء آن حضرت از اين جهت بود . و درين جواب سؤالى است جوابش آنست كه بخاطر آن حضرت خطور نمود كه ظلم بر تو كرده است ، بىآنكه تصديق به او نموده يا به زبان خود آورده باشد و الا خطا خواهد بود .

لطيفة اخرى

جايز است كه آن حضرت بعد از آنكه ايشان را ديد در خاطرش ضرر رسانيدن ايشان به او رسيد و با اينكه قدرت تامه و قوت كامله بر انتقام كشيدن ازيشان داشت در معرض آن درنيامد پس در خاطرش چيزى از عجب درآمد در اينكه او را كمال حلم بوده است فلهذا سبب استغفار او شد .

لطيفة اخرى

جايز است كه مراد از ظن در كريمه
« وَ ظَنَّ داوُدُ »
معنى گمان باشد يا معنى علم يقينى چنانچه ظاهر است از كريمه
« وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ