تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
مدعاى ايشان نيست . أما اول بنابر آنكه مراد از كريمه
« وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ »
آنست كه چون حضرت داود را گمان بايشان حاصل آمده بود پس در معرض فتنه و امتحان او درآمديم كه بسبب اين گمان در معرض عقوبت ايشان درمىآيد يا نه ، پس آن حضرت با كمال سلطنت و كثرت مملكت در معرض انتقام كشيدن ازيشان در نيامد فلا جرم سبب زيادتى او در حكم و دين گرديد . و اما كريمه
« فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ »
را دلالت نيست بر اينكه آن استغفار بواسطه خودش بوده است يا غير ، مثل اينكه حق تعالى از ملائكه حكايت استغفار ايشان را از براى بندگان مينمايد و باز فرزندان يعقوب عليه السّلام از آن حضرت التماس استغفار از براى خود نموده بودند
« يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا »
پس رواست كه مراد از آن آيه اين باشد كه چون آن مردمان جرئت در آزار و قتل داود نمودند پس آن حضرت در معرض انتقام در نيامده بلكه اظهار حلم نمود و زياده برين طلب آمرزش ايشان از حق تعالى كرد . و اما كريمه
« فَغَفَرْنا لَهُ »
محمول است بر اينكه آمرزش ايشان را بواسطه داود و طلب مغفرت آن بود و بنابراين تفسير ظاهر تنزيل و باطن تأويل را انطباقى بر آنست و حاجت نسبت كذب به ملائكه و حمل نعاج بر زنان كردن نيست . . و باز مناسب اين تفسير كريمه
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ »
است چه ظاهر است كه هر كرا رحمت بىغايت و شفقت بلانهايت به اين حد بود صلاحيت دارد كه خليفه خداى تعالى در روى زمين باشد فلهذا حضرت رسالت پناه را تسلى از آزارى كه از مردمان زمان خود داشت بحكايت داود داد كه
« اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ »
.
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 321 | مير سيد محمد علوى عاملى