كفر است نه از صفات انبيا .
پنجم كريمه
« وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ »
و حكمت عبارت است از كمال علم و عمل ، پس چگونه اين صفت جمع مىآيد با صفت شهوت و غضب .
و اما بعد ازين آيه دلالت بر كمالات ذاتى آن حضرت به چندين وجه است اول كريمه
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ »
چه ظاهر است كه اين صفت بزرگترين صفت كمال است پس اگر در ميانه آن صفات جليله و اين صفت عظيمه ذكر صف معصيت آن حضرت شود جارى مجراي آنست كه كسى گويد كه فلانى عظيم الدرجه در دين عالى مرتبه در اطاعت رب العالمين است كشنده و زنا بجاآورنده است با اينكه حق تعالى او را خليفهء روى زمين ساخته و اكابر انبيا را به او اقتداء فرموده است .
و چون اين كلام بر اين انتظام لايق نيست كه از آحاد عقلا بظهور آيد فلا جرم از بارى تعالى بطريق اولى بظهور نيامده خواهد بود .
دوم آنست كه داود عليه السّلام فرموده كه
« إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
چه ظاهر است كه از گروه خلطاء جمعى را استثناء فرمود كه ايمانآورنده و عمل صالح بجاىآورنده باشند ، پس اگر داود از جمله خلطاء باشد بايد كه بر نفس خود حكم به عدم ايمان كرده باشد .
سيم كريمه
« وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ »
است چه ظاهر است كه آن را ملايمت با فسق و قتل به هيچوجه نيست ، پس ظاهر گرديد از آيات سابق و لاحق كه اين قصه بر نحوى كه مخالفان نقل نمودهاند كذب و افتراست پس متعين گرديد كه تفسير اين بر نحوى ديگر است و اين به چندين وجه است :
اول
« هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ »
خطاب است به حضرت رسالت پناه