تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
نبى را احتياج به غير درين باب روا نيست . و باز چگونه رواست آن كس را كه نفى استطاعت پيروى از موسى و صبر ازو كند كه
« إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً »
اما جواب ازين شبهه بعد از آنكه آن كسى كه موسى بصدد كلام با او بود نبى فاضل نبود و حال آنكه مذكور است كه آن كس حضرت خضر عليه السّلام بود اگر چه ابو على جبائى را انكار آنست به گمان آنكه خضر از انبياء بنى اسرائيل بعد از بعثت موسى بود آنست كه نبى را پيروى غير در دانستن چيزى كه موقوف عليه نبوت او نبوده باشد رواست . و باز جواب بنحو ديگر قبل ازين مذكور گرديد . اما جواب از نفى استطاعت آنست كه مراد از استطاعت فعل صبر است و وجه تعبير از استطاعت نفس فعل است چنانچه گفته حواريان در كريمه
« هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ »
است و قرينه بر اينكه حق تعالى نفى صبر از او نمود نه استطاعت گفته موسى عليه السّلام است
« سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً »
و نگفته « مستطيعا » و حق جواب آنست كه مطابق سؤال باشد ، پس جواب را دلالت است بر اينكه استطاعت در ابتداء كلام عبارتست از فعل . و اما گفته
« وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً »
على اطلاقه نگذاشته بلكه مشروط بمشيت ان شاء اللّه گردانيد ، چنانچه در كريمه
« سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً »
است . موضع دوم آنست كه اهل خلاف گويند كه موسى خطاب بخضر نموده گفت
« لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً »
پس حال خالى نيست ازينكه كردهء خضر منكر و خلاف واقع بوده است يا آنكه خلاف واقع نبوده و ليكن گفته موسى دربارهء خضر خلاف واقع بوده است و على التقديرين خطا نبى لازم آيد . جواب ازين شبهه به دو لطيفه است :