كريمه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً »
.
جواب ازين شبهه آنست كه اين روايت را جهت صحت به هيچوجه نيست بلكه روا نيست از حق تعالى مانند اين فعل نظر بموسى بظهور آمده باشد ، و الا لازم آيد كه وثوق و اعتماد از گفتهء موسى و تبليغ احكام شرعى بر طرف گردد .
و بالجمله چگونه روا باشد كشف عورت و هتك ستر آن حضرت بواسطه اظهار پاك بودن او از فضيحت ديگر بلكه حديث صحيح در اين باب صريح است كه چون هارون عليه السّلام وفات يافت بنو اسرائيل موسى را عليه السّلام تهمت كشتن هارون زدند و ايشان را ميل به هارون بيشتر بود پس حق تعالى آن حضرت را مقدس از آن تهمت گردانيد باينكه ملائكه را امر نمود به برداشتن هارون عليه السّلام پس ايشان مرده او را بر محافل بنى اسرائيل گردانيدند در هنگامى كه وفات او را ميگفتندى و موسى را از آن تهمت مبرا ميساختندى ، و اين روايت مرويست از حضرت امير - المؤمنين عليه السّلام .
و باز مروى است از امام همام موسى الكاظم عليه السّلام كه موسى هارون را ندا كرده از قبر بيرون آمد پس سؤال از كشته شدن او نموده آن حضرت انكار آن فرمود و بعد از آن رجوع بقبر نمود و اين آيهء كريمه محمول بر اين معنى است لا غير .
شبهه يازدهم در كريمه « قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً
قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً »
الآية
و اهل خلاف استدلال از سه موضع اين آيه بر اثبات مدعاى خويشتن كردهاند .
موضع اول آنست كه چگونه رواست موسى نبى را پيروى كسى در تعلم علم ازو چنانچه ظاهر است از كريمه
« هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ »
الآية و حال آنكه