تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
نمود ديد آن كس را كه با قبطى ديگر در معرض جدال است پس آن حضرت را اراده آن بود كه او را خلاصى از آن قبطى دهد . پس آن شخص بواسطهء حماقتى كه داشت خطاب به آن حضرت نمود كه
« إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ »
و باز خطاب به آن حضرت نمود كه
« أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ ؟ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ »
.

شبهه سيم

آنست كه مخالفان متمسك بگفته فرعون بموسى عليه السّلام شده گفته‌اند كه آن حضرت را كافر گفته است كه
« وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ »
و آن حضرت خود را ضال گفته است كه
« فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ »
جواب اما از شبهه اول آنست كه مراد فرعون ازينكه موسى كافر است آنست كه كفران نعمت و حق تربيت فرعون را بجاى نياورده است چرا كه فرعون تربيت آن حضرت نموده بود چنانچه ظاهر از كريمه
« أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ »
است و بر تقديرى كه مراد فرعون از كافر نه آن معنى باشد بلكه معنى متعارف باشد ظاهر است كه كلام مثل آن لعينى دربارهء مثل موسائى مسموع نيست ، پس چگونه رواست استدلال نمودن بمانند اين مقال از همچو كسى بر خطاء انبيا ، سيما به موسى عليهم السلام . و ازينجا ظاهر شد كه گروه اشاعره قباحت نفهمان چندند . و اما جواب از شبههء دوم آنست كه مراد موسى از اينكه از « ضالين » است آنست كه از ذاهلان و غافلان در اينكه زدن آن قبطى منتهى بكشتن او مىشود بوده است و گاه باشد كه ذاهل از چيزى و غافل از آن را ضال گويند ، و باز جايز است كه مراد از ضال فاعل خلاف اولى باشد .

شبهه چهارم

آنست كه آن حضرت در معرض استعفا از نبوت و تبليغ رسالت در