تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
و اگر آن قبطى مستحق آن قتل نبود پس قتل آن ذنب و معصيت بود . جواب از اين شبهه آنست كه آن قبطى مستحق قتل بود از جهت كفر و عدوان او و حق تعالى حال او را بطريق وحى اعلام بموسى نموده بود و با وجود اين علم او را منع نمود از اينكه متوجه قتل آن شخص از بنى اسرائيل گردد چون آن شخص ممنوع از آن نشد پس آن حضرت او را هلاك گردانيد و چون آن كشتن بعد از آن مشهور گرديده سبب آزار موسى شد اولى آن بود كه كشتن بجاى نياورده دفع او بطريق ديگر نمايد ، فلهذا آن را ظلم و ضلالت و مانند آن گفته است چه ظاهر است كه حسنات ابرار سيئات مقربان است و باز جايز است كه
« رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي »
بر سبيل اعتراف بتقصير از اداء حقوق و نعمت‌هاى بارى تعالى كما هو حقه باشد ، اگر چه معصيت و ذنبى به هيچ‌وجه نباشد . و اما
« هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ »
جايز كه اشارت بفعل قبطى و عدم امتناع او باشد يا اشارت بارتكاب خلاف اولى كه ازو بظهور آمده باشد .

شبهه دوم

آنست كه موسى عليه السّلام را چگونه جايز است كه غوى و گمراه مبين باشد ، چنانچه بعضى از شيعيان و ياران او خطاب به آن حضرت - با اينكه نصرت و يارى او داده - كرده گفت كه
« إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ »
. جواب از اين شبهه آنست كه بنو اسرائيل مردمان غليظ و اهل جفا و متوغل در حماقت بر نحوى بودند كه بعد از مشاهده معجزات از حضرت موسى عليه السّلام و خلاصى ايشان از فرعون و جنود او متوجه عبادت گوساله شده بودند و باز خطاب به آن حضرت بساختن بتان نموده گفتند كه
« اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ »
. و بالجمله آن كسى كه موسى را غوى مبين گفت ، آن كس بود كه موسى او را خلاصى از دست قبطى كه او را بقتل درآورده بود داد و چون از فرعون هزيمت