تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

شبهه هفتم

آنست كه چرا يوسف پدر خود را خبر از حيات خود نداد تا كه او را اطمينان حاصل آمده اندوه از دل او برخاسته شود . جواب از اين شبهه بر دو وجه است : اول جواز آنكه حق تعالى او را نهى از آن فرموده باشد ، بواسطه زياده شدن درجه يعقوب از الم دورى دوم جواز آنكه او را قدرت بر اعلام او نباشد ، و اين جواب ضعيف است ، چه عدم قدرت بر اعلام در هنگامى كه محبوس در زندان باشد رواست ، و در غير آن وقت نارواست ، پس حق در جواب از آن شبهه جواب اول است .

شبهه هشتم

آنست كه پدر و مادر آن حضرت سجده او را بجا مىآوردند كه
« وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً »
و آن حضرت ايشان را از آن منع ننمود پس در اين آيه اشارت بلكه دلالت است برضاى آن و اين را از دو وجه فساد است : اما اول از آن جهت كه سجده غير بارى تعالى را روا نيست و اشارت دوم از قبيل آنست كه ابوين خود را بمنزله خادمان دانسته باشد . جواب از شبهه اول به چندين لطيفه است .

لطيفه اول

معنى آيه آنست كه ايشان سجده بجاى آوردند حضرت بارى را بواسطه آنكه فرزند خود يوسف را ديدند ، اگر گويند كه اين تفسير منافى آن چيزيست كه حكايت از يوسف واقع است كه
« يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا ،
و تلك الرؤيا هى
إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
گوئيم كه چون آن حضرت سبب غايى سجده كردن ايشان حق تعالى را بود پس ظاهر حال سجده ايشان بارى تعالى را سجده يوسف بود فلهذا فرمود كه
« هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ »
.